تبليغاتX
تشرنامه

پادگان...!

این تمام دغدغه امروز من است...!

وقت بیداری ساعت پنج صبح...وقت خاموشی نه شب!اگر اعتراضی داری به دردت نمی خورد. چون کسی گوش نمی دهد.اینجا قوانین مدتهاست که اینطور می گوید،اطاعت می کنی یا وادار به اطاعت می شوی! پاهایت را جفت کن.وقتی صدایت زدم دستت را بالا می گیری و از من تشکر می کنی...!

تمامی داشته هایت را درون خورجینت می گذاری و می روی.به هر کجا که می گویند.اگر توانستی دوام می آوری و اگر نتوانستی به کسی مربوط نمی شود.

من دلم برای چشمهای تو تنگ شده.اینجا کسی به درد دل کسی گوش نمی کند.سرنوشتها را بی دلیل گره کور زده اند.مصیبت نویسها دارند می آیند.آنها که چشمهای تو را دوست ندارند.آنها که می خواهند نباشی.آنها که مرگ را...!

سپیده دم آن دورها سلام می دهد...!

 

نکته:دیگر تمام شد...!

 

׀ +׀ نویسنده: گیتار و شعر ׀ تاریخ: یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ׀ موضوع: ׀

پشت پیچ شب...!

درها را ببندید.کسی پشت در نایستد. نمی خواهم دور و برم کسی باشد. اینجا احساس خلا می کنم. احساس اینکه کسی دیگر نیست که بیاید و مرا برهم بزند. اینکه دیگر کسی نیست که آشفته ام کند...!

هنوز مدت زیادی نمی گذشت.تازه آشنا شده بودیم. من محکم بودم او هنوز چیزی را از دست نداده بود. پر از همراهی...آسمان را به ریسمان می بافتیم.می خندیدیم...!لحظه ها را زندگی می کردیم. سوار بر چشمهایش خیالم را پرواز می دادم و پر می گرفتم.شعر می خواندم...!همه دنیا زیر پایم بود...!

فریاد نزنید.ساکت باشید!هیچ...!من مهلتم کم است. خیلی کم...!دیگر نمی توانم چشمهایم را باز کنم.تاریکی دارد من را فرا می گیرد!زیر آسمانی ایستاده ام که ستاره ای ندارد. دیگر نمی شود اسم این را زندگی گذاشت.یک جور تکرار بی دلیل روز و شب است. ضربه های ممتد سنگین...!آواربی دریغ نفسهای تکراری...!گاهی به گذشته،گاهی به اتفاق...!حکایت امروز مرا خیلی ها شنیده اند...!ینکه همه به دنبال یکی..!یکی بدون هیچکس...!

تمام شد.دیگر حتی یک تار موی خودم را به هیچکس نمی دهم...!

 

 

׀ +׀ نویسنده: گیتار و شعر ׀ تاریخ: یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ׀ موضوع: ׀

از غروب تلخ امروز...!

میان این دریای متلاطم دستم را در گرو چشمهایت نهاده ام...! بی هیچ بازوی پاروزنی...!آخرین امید و آخرین التماس و آخرین...!

کاش می شد با تو بگریم. کاش می شد پای در رکاب این روزهای تلخ بتازم و از این لحظه ها بگذرم. کاش می شد ستون سرد سنگی خانه مان باشم.بی هیچ حرکتی. بی هیچ شتابی...!

آنقدر آرزو کرده ام که به جای خدا خنده ام می گیرد.امید به چه بسته ایم؟ دل به کدامین توهم خوش کرده ایم؟ چه می خواهیم...؟می خواهم بی صدا بمیرم.مثل آبشار نتهای نزاده بر این ساز که از پشت پنجه هایم فرار می کنند...!

کمر شکن شده اند این ثانیه های بی دلیل...!

׀ +׀ نویسنده: گیتار و شعر ׀ تاریخ: یکشنبه هفدهم تیر 1386 ׀ موضوع: ׀

دید...!

این واژه ها را از کیسه آنکه دوستش داشتم دزدیده ام...!

دایره چشمهایش قهوه ای تر شده.لبهاییش را به هم می فشارد. نگاه خیره اش میان ترکهای زمین می نشیند...برایم تکراریست.پیش از هر دوستت دارم گفتنی آدم اینطور می شود! نگاهش می کنم. آنقدر که سرش را پایین می اندازد. ناخنهایش را میان دندانهایش سمباده می زند.نیازی به گفتن نیست.خودش می رود...!

تحملش را نداری؟ قلبم را زمین بگذار...!

 

׀ +׀ نویسنده: گیتار و شعر ׀ تاریخ: یکشنبه دهم تیر 1386 ׀ موضوع: ׀

حرف...!

حرفی نیست.وقتی اتفاقی می افتد...!مهمترین چیز اینست که افتاده است.باید بنشینی و تحمل کنی...!

چقدر آدم احمق محکمی بودم!حتی یکبار هم عاشق نشدم.آنقدر به این روابط بی دلیل می خندیدم.آنقدر با چاقوی جراحی نگاهها را تجزیه می کردم که هویتش را از دست می داد! آنقدر که همه می ترسیدند بگویند.و نمی گفتند...!

فکرش را بکن… باری را نا خواسته بر گرده ات بگذارند و گردنت زیر آن خرد شود. نانت را از دستت بیرون بکشند و قسمت کنند و هنوز تو گرسنه باشی. که طناب دار دیگری بر گلویت باشد. سیاه پوش مصیبتی باشی که از آن تو نیست.از بیرون بیاورند و تو را داخل ماجرایی پرتاب کنند که...!

می دانم تو نارنجی را دوست داری.ولی اینجا قرمز است!آنقدر قرمز که مزه خون می دهد...!

׀ +׀ نویسنده: گیتار و شعر ׀ تاریخ: یکشنبه سوم تیر 1386 ׀ موضوع: ׀

منوی اصلی

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفایل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· کرکس...!
· عنكبوت...!
· جنسیت...!
· نامرد...!
· تهوع...!
· چرخه...!
· رويش...!
· سكوت...!
· رستوران...!
· تولد...!



لینک دوستان

· کاکتوس
· آب و آینه
· سکوت مترسک
· جونت بو می ده
· من نه منم
· آسمون
· غمکده
· نینوچکا
· لولوی مهربون
· فتو هایکو
· گرگ و شب
· همیشه یهار
· ماه من
· دل تنها
· بی شما
· نبض داغ شقایق
· نامه های سرگردان
· کتابهای سپید
· شاملو
· یادداشتهای روزانه
· حوای دیگر
· آواز عابری غریب
· آسمون خاکستری
· دودمان
· تیغچه
· عزیزترین مفقودالاثر
· صبا
· رادیکال ما
· مطرود
· پسمانده های احساس
· شبخون دوره گرد
· خودضایع کنی نوشتاری
· الهه شرقی
· عینکی
· سینوهه
· جنبش
· مختوم به سیاهی
· نه نترس! کافر نمیشوم
· بانوی کویر
· از میان ریگها و الماسها
· قالب وبلاگ


امکانات





طراح قالب

Template By: Tempha.com