تبليغاتX
تشرنامه

برف...!

وقتش رسیده...میخواهم همه چیز را بگویم!

صدایش میان وجودم می پیچد.مثل سرمازده ها شده ام.بی اختیار سازم را زمین می گذارم و نگاهش می کنم.چشمهایش تار شده...مشتش را باز می کند و حلقه را به صورتم می کوبد.دستهایم را باز می کنم و دور خودم می چرخم.همه چیز پشت پلکهای بسته ام رنگ رنگ می شود...!

دلم برف می خواهد.از آنهایی که نم نم و ریز ریز روی بدنت می نشیند و تو خیره می شوی که می آید و همه جای را مثل تو سپید می کند...چقدر دنیا طعم لبخندهای پرتردیدت را می دهد هنوز...!

دیگر هیچ چیز حس نمی کنم.جز آمدنش...!

׀ +׀ نویسنده: گیتار و شعر ׀ تاریخ: یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ׀ موضوع: ׀

خوابنما...!

می دانم خوابت می آید.ولی گوش کن...!
هنوز هم دلم خوش است.چرایش را نمی دانم.ولی هنوز خیال می کنم که تو بازهم دوست داری من باچشمهای خسته همیشگی ام برایت ساز بزنم. که وقتی چشمهایت خواب است بنشینم و برای خوابهایت ترانه بنویسم. اینکه بخواهی...!
چقدر اینجا از تو پر شده است. اینقدر که دیگر جایی هم برای خودم نمانده.روی حرفهایم حسابی نکن،ولی از این قسم خوردنهای بیهوده تو خوشم می آید...!همه جا رابه هم می ریزی و عین خیالت نیست...!
صدای پایه های صندلی لحظه به لحظه گوشخراش تر می شود.دوست ندارم به همین زودی دست بکشم،ولی وقتی که تو می خواهی...!
دیگر تمام شد.می توانی بروی..!قرارداد را پاره کردم.هرکس که منتظرت مانده را خبر کن.من باید بروم...!
با توام...!خواب بودی؟!!

׀ +׀ نویسنده: گیتار و شعر ׀ تاریخ: یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ׀ موضوع: ׀

جونده...!

به آنکه می دانم حرفهایم را می فهمد...!!
یکی دارد مرا می خورد.باور کن دروغ نمی گویم.تازه شروع کرده ولی ول نمی کند.
  خیلی مصمم است.دارد پاهایم را می جود.انگشتانم را چند دقیقه قبل جوید.الان سراغم مچ پایم رفته.ولش کن...
مهم نیست!
از همان روز اول شروع شد.با اولین گریه...با اولین نگاه...!تا به حال نگفته بودم؟الان موقعش است.نمی خواهم بگویم فریبم دادی،اما فریب خوردم.همه چیز یک اتفاق بود...!
یواشتر...!!!
بی دلیل است، اما دوباره یاد آنروز افتادم که...دقیقا...خودت که می دانی.زمین خورده بودم!چشمهایت مرا زمین انداخت!آنقدر نشستم که برخاستنم تنها یک آرزو شد. سراغ هر کس را می گرفتم از من می گذشت.نه که می خواست...تحمل کردنش سخت بود. بار سنگینی شده بودم. اینقدر که دیگر برداشتنم محال بود.
صدای بالهای همان فرشته قدیمی دارد گوشهایم را کر می کند. فرشته دیگر زیادی نزدیک شده...بالهایش به صورتم می خورد.فرشته ای که دردی را دوا نمی کند. فرشته ای که فقط بال دارد. مثل ملخ...!!
من همیشه پراکنده می گویم.پراکنده گوئیم دیگر دارد به اوج می رسد.این به خاطر درد نیست،اما درد دارد دیوانه ام می کند..نمی دانم...! شاید هذیان است.او دارد کارش را می کند!دارد دیر می شود.دیر...!
یادت هست؟تازه مرا دیده بودی.همان روز را می گویم.داشتی گلهای خیالیت را آب می دادی.همه جا خیس شده بود.مثل باران...!من نشسته بودم.همانجایی که زمینم انداختی. فقط چشمهایم سالم مانده بود.داشتم نگاهت می کردم.تشنه بودم.تشنه...!
بقیه اش مال توست...!قلبم مانده...!

׀ +׀ نویسنده: گیتار و شعر ׀ تاریخ: یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ׀ موضوع: ׀

نان بودن...!

چشمهایت را باز کن.هیچکس بی دلیل شاد نمی شود...!

اینجا یک خیابان شلوغ است.همه دارند به رد شدن فکر می کنند.چراغها پشت سرهم زرد و قرمز می شوند.صدای بوق دیوانه ات می کند.سرت را می چرخانی و می بینی کسی به شیشه ماشینت چسبیده است...!نگاهش می کنی.دستت را داخل جیبت می کنی و می رود...شاید حقش نباشد...!این یکی دستهایش را به نشانه التماس دراز می کند.دلت می گیرد.دست می کنی و یکی بر می داری.لبخندش آرامت می کند...!دنبال کس دیگری می گردد که دلش را به رحم بیاورد وهمینطور...تا یک لقمه نان!

بچه ها باید زندگی کنند...حتی اگر نخواهند...!

׀ +׀ نویسنده: گیتار و شعر ׀ تاریخ: یکشنبه چهارم فروردین 1387 ׀ موضوع: ׀

منوی اصلی

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفایل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· کرکس...!
· عنكبوت...!
· جنسیت...!
· نامرد...!
· تهوع...!
· چرخه...!
· رويش...!
· سكوت...!
· رستوران...!
· تولد...!



لینک دوستان

· کاکتوس
· آب و آینه
· سکوت مترسک
· جونت بو می ده
· من نه منم
· آسمون
· غمکده
· نینوچکا
· لولوی مهربون
· فتو هایکو
· گرگ و شب
· همیشه یهار
· ماه من
· دل تنها
· بی شما
· نبض داغ شقایق
· نامه های سرگردان
· کتابهای سپید
· شاملو
· یادداشتهای روزانه
· حوای دیگر
· آواز عابری غریب
· آسمون خاکستری
· دودمان
· تیغچه
· عزیزترین مفقودالاثر
· صبا
· رادیکال ما
· مطرود
· پسمانده های احساس
· شبخون دوره گرد
· خودضایع کنی نوشتاری
· الهه شرقی
· عینکی
· سینوهه
· جنبش
· مختوم به سیاهی
· نه نترس! کافر نمیشوم
· بانوی کویر
· از میان ریگها و الماسها
· قالب وبلاگ


امکانات





طراح قالب

Template By: Tempha.com