تبليغاتX
تشرنامه

چرخه...!

همه چیز دارد تکرار می شود،آنهم در آستانه رفتنم...!

فریادهایشان بی امان شده. دستهایم به هم قفل شده اند...مدتهاست که اینطور سرپا ایستاده ام... حق می دهم،به همه تان حق می دهم.درست است...اینجا یک نفر بیشتر نیست،آنهم دیگر دارد تمام می شود...!همه را من خشکانده ام.همه تان را من از نیمه راه گذاشته ام.من بیرحم ترین جانوری هستم که می توان دوست داشت...!

اولی را یادم هست،مثل جوجه تازه از تخم در آمده بود.وقتی دیدمش که برای رسیدن به مقصودش دارد پاهایش را بی امان به زمین می کوبد کلی خندیدم...!. خرد شده بودم که دومی مثل یک اتفاق خودش را وسط زندگی من انداخت.خیلی مهربان بود،یک فرشته بدون بال...که رفت! دیگر پوستم کلفت شده بود،سومی آمد ،فکر می کرد همه چیز من است...چهارمی و پنجمی با هم آمدند،چهارمی محکم،پنجمی سرشار از احساس...!
سرت را بالا نگه دار،هنوز هم وقت داری.من نمی خواهم،شاید دیگری بخواهد...!

׀ +׀ نویسنده: گیتار و شعر ׀ تاریخ: یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ׀ موضوع: ׀

منوی اصلی

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفایل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· خستگی...!
· کرکس...!
· عنكبوت...!
· جنسیت...!
· نامرد...!
· تهوع...!
· چرخه...!
· رويش...!
· سكوت...!
· رستوران...!



لینک دوستان

· کاکتوس
· آب و آینه
· سکوت مترسک
· جونت بو می ده
· من نه منم
· آسمون
· غمکده
· نینوچکا
· لولوی مهربون
· فتو هایکو
· گرگ و شب
· همیشه یهار
· ماه من
· دل تنها
· بی شما
· نبض داغ شقایق
· نامه های سرگردان
· کتابهای سپید
· شاملو
· یادداشتهای روزانه
· حوای دیگر
· آواز عابری غریب
· آسمون خاکستری
· دودمان
· تیغچه
· عزیزترین مفقودالاثر
· صبا
· رادیکال ما
· مطرود
· پسمانده های احساس
· شبخون دوره گرد
· خودضایع کنی نوشتاری
· الهه شرقی
· عینکی
· سینوهه
· جنبش
· مختوم به سیاهی
· نه نترس! کافر نمیشوم
· بانوی کویر
· از میان ریگها و الماسها
· قالب وبلاگ


امکانات





طراح قالب

Template By: Tempha.com